دوشنبه ۱ فوریهٔ ۲۰۱۰

دوستی موقت یا موقتاً دوستی


آدم های جدید می آیند و کمی قدیمی می شوند و می روند
یعنی بعد از مدتی نمی بینیشان
وقتی می بینی کمی با هم یاد گذشته می کنید
ولی حرف جدیدی نمی زنید
گاهی واقعا آنقدر تغییر کرده اید که حرف جدیدی نمی توانید بزنید
فاصله فقط فیزیکی نیست و البته نبوده
از این، این طور می فهمم که باید روحیه چسبیدگی ام را عوض کنم
گاهی فکر می کنم خب من، فلانی و فلانی دوستان خوبی هستیم و می توانیم به هم کمک کنیم و ...
تا کی ؟
احتمالا تا یک زمان محدود و البته با انتظاراتی که دارم کوتاه
کمی درک کن
کوتاه کوتاه کوتاه
نه آنچنان بلند که قبل از آنکه مرگ جلوی چشمهایت فلاش بزند
و آنقدر کوتاه که باید فرض کنی زمانی هست که نمی فهمی اش اَت آل
این جور که فکر کنی تعریف دوستی هم تغییر می کند
یعنی می توانی تغییرش بدهی
تمرین لازم است
تمرین

پی نوشت : اَت آل می شود به تمام. گذاشتم به عنوان مزه. بِبُرد و البته تلخی اش را بگیرد.
پی نوشت : خوشم نمی آید پی نوشت بنویسم. خواننده باید عاقل باشد.
پی نوشت دیگر: بگاهی فکر می کنم بهتره وبلاگ را خصوصی کنم که دیگر این پی نوشت دوم هم احتیاج نباشد. چه معنی دارد خنگ به خودش تذکر بده.

برچسبها:

چهارشنبه ۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۰

بر دنیا گذر کن


به کسی کاری نداشت
نشسته بود و دنیا را تماشا می کرد
لبخند می زد و شاد بود

به رویش اخم کردند
لبخند می زد
از عزیزانش دورش کردند
لبخند می زد
آمدند جلو و لگدی محکم زدند
لبخند می زد
اکتفا نمی کرد، دستش را قطع کردند
لبخند می زد
پا ها را از زانو قطع کردند
لبخند می زد
دیواره شکم را همچون کنسرو باز کردند و همه را خالی کردند
لبخند می زد
چشمانش را درآوردند
لبخند می زد
خسته شدند، سر را باز کردند و کار را یکسره کردند

دیگر چشمانش باز نبود
گونه هایش افتاده بود
ولی اگر خوب دقت می کردی
گوشه لبش همچنان لبخندش را می دیدی


برچسبها: