سه‌شنبه ۹ فوریهٔ ۲۰۱۰

زندگی یک راهب


لئونارد کوهن هم دارد می رود. دوستش دارم . سالهای دور برای من آغشته با نگاه و آرامش احسان لطفی.
الان دیگر جدا شده و آزاد و رها دوستش دارم. بخصوص وقتی دیدم در 60 سالگی تازه رفته راهی بودایی شده.
احساس خوبی دارم چون احساس می کنم مثل من دوست داشته تجربه های زیاد و متنوع رو و واقعا چند شیفت زندگی کرده.
یک فیلم ازش دیدم و دلم گرفت. دیگر نمی تونه بخونه و صداش گرفته. "خیابان بوگاتی" را به سختی همراهی کرد.
از نظر تم "من مرد تو ام" را می پسندم. دیروز و امروز چند ده باری گوش کردم و لذت بردم.

برچسبها: ,

سه‌شنبه ۱۸ نوامبر ۲۰۰۸

مرگ پیش رس

از این جمله خوشم اومد :
انسان تنها موجودی است که نسبت به مرگ خویش آگاهی دارد و از این رو برای زندگی خویش به دنبال معنا می گردد و کسی که نتواند به زندگی خود جهت دهد، دچار مرگ پیش رس شده است.

فقط نسبت هوش و آگاهی رو نمی فهمم. با نگاه تکامل که نگاه می کنم یک کمی می فهمم چرا نگاه به متافیزیک و تفسیر تجربه دینی در طول سالها و به تناسب ارتقای معرفت بشری ، پیچیده تر شده.
البته برخلاف قدما با حضور مرگ در زندگی بسیار فاصله دارم. گاهی به سربازی فکر می کنم که در جنگ با برخورد یک تیر کوچک تمام می کنه و یا معلول می شه و این رو قبول میکنه. یعنی شاید مجبوره که قبول کنه ولی تا وقتی زنده اس محکوم به این که لذت ببره و خودش رو تطبیق بده.
به این که فکر می کنم هر اتفاقی تا قبل از مرگ رو درک می کنم ولی خود مرگ رو نه.
هنوز بسیار فاصله دارم.


برچسبها: