یکشنبه ۷ فوریهٔ ۲۰۱۰

تنها با گلها


کم کم دارم دچار پرسونیفیکیشن یا شخصیت دادن به اشیاء می شم.
مثلا امروز داشتم می اومدم بیرون به این روفرشیم گفتم بیا بریییم. بعد گذاشتمش تو کیفم. بالاخره باید بهش محبت کرد.
الان واسه ش که هر روز با خودم می آرمش کتابخونه و می پوشمش نگران شدم
نگران روزی ام که میندازمش تو سطل چون احتمالا دارم جابه جا میشم و دیگه ارزش حمل کردن نداره
یادم باشه حداقل لحظه آخر یه عکس ازش بگیرم
چقدر دوسش دارم بیچاره رو
و چقدر کمک حالم بوده
این جور دوستارو آدم باید قدرشون رو بدونه
ولی حیف

برچسبها: