جمعه ۲۹ ژانویهٔ ۲۰۱۰

دل و جیگر - روده و سیرابی


از دستگاه گوارش خوشم می آید. وقتی چیزی می خوری خیلی آرام تحویل می گیرد و مرحله به مرحله کارش را می کند. می خواهی به بازیگوشی مشغول باشی یا به مطالعه یا به بطالت تمام.
خیلی هم تکانش بدهی سرت چنان غر می زند که بیا و ببین. پس ترجیح می دهی آرامشش را حفظ کنی.
روز را هر طور سپری کنی برایش مهم نیس. نتیجه کار خودش مهم است. و البته معمولا کارش را خوب انجام می دهد.
و دست آخر مگر جرات داری نتیجه کار را تحویل نگیری. آنچنان رو اعصابت می رود و می آید که حتی جای حساس یک فیلم ژانر وحشت هم ترجیح می دهی به آن رسیدگی کنی.
معادل دیگرش می شود قلب. بطور احمقانه ای دقیق و یک عمر می تپد. گاهی تند گاهی کند.
معادل سیستم عصبی اش هم باید جالب باشد.
می شود چه نمی دانم.

برچسبها: