جمعه ۱۰ آوریل ۲۰۰۹

کشاورز

.
نه هرکه چهره بَراَفروخت دلبری داند
نه هرکه سر بتراشد قلندری داند
بالاخره عید امسال هم آمد
..
هوا بلاتکلیف است
گاه ابری
گاه آفتابی
و من از بلاتکلیفی اش یا گرمم یا خیس عرق
...
کاش کشاورز بودم
و پوست تنم به آب و هوا بی تفاوت بود
آنوقت می دانستم امسال تخیل بکارم یا بگذارم یک سال دیگر هم آیش باشد