فیلم صحنه دار

یادمه از نوجوونی که فیلمهای ایرانی و بعد فیلمهای خارجی رو می دیدم همیشه فکر می کردم که اینها چه جوری می تونند بهم محبت کنند بعد برند خونه به همسرشون هم محبت کنند ... یک کمی بعد مساله حل شد برام ... خب اونها دارند فیلم بازی می کنند و محبت ساختگی تو فیلم خیلی با محبت تو خونه شون فرق داره ...
بعد که چند تا فیلم صحنه دار دیدم این سوال برام پیش اومد که خب این دیگه نمی شه ... چه جوری میتونند تو فیلم تا این حد آخه تا این حد ... بعد همسرشون چی میشه ، بچه شون چی .... و این دنیای مسخره هم وقتی یک کمی بعد که بیشتر زندگی چند تا بازیگر مشهور زن و مرد رو دقیق تر (!!) بررسی کردم برام عادی شد ... حداقلش فهمیدم که زندگی شون یک کمی با ایده آل های من فرق داره و همین طور عشقشون ....
بعدا درباره تاثیر مدیا دوست دارم چند خطی بنویسم ولی مجملش این می شه که همین مدیا (مثلا فیلم) خیلی به ذهنیت ما مدل، نقش و رنگ می ده ... می تونید روزهای بهترین عشقتون رو که با دست خالی قلبتون تالاپ تولوپ می زد و زمان صفر می شد، با روزهایی که به زور شمع عطری و یک غذای مشترک خوب و یک هدیه عالی می رید برای ایجاد یک رابطه خوب رو مقایسه کنید ...
اولی کمی حس درونی تریه و دومی کمی متاثرازمدیا که بهتره بیشتر از این پیچیده اش نکنیم و بزاریم چند وقت بعد ....
الان سوالم اینه که ما تو چه دنیایی زندگی می کنیم .... روابط آدم ها یک کم پیچیده اس و البته طبیعی ...
گاهی فکر می کنم به زودی این هم برام عادی می شه و به این نتیجه می رسم که همینیه که هست و من حداکثر می تونم مدل رو درک کنم ....
ولی دیگه این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست ...
یاری بباید بهر یاری ...
برچسبها: فیلم صحنه دار ، مدیا ، سادگی آدمیزاد